گزارش ازهجدهمین سالگرد رهبرشهید بابه مزاری (ره) تهران پاکدشت
به مناسبت هجدهمین سالگرد مظلومانه ای رهبرشهید استاد عبدالعلی مزاری (ره) با حضور اقشار پرشورمردم ومهاجرین ومهمانان ویژه این مراسم هر یک اسدالله امیری رایزن فرهنگی سفارت افغانستان در تهران، جمال انصاری معاونت بخش مهاجرین سفارت، سید محمد عالمی مستشارسفارت، و حجت الاسلام والمسلمین فاضل کیانی پژوهشگر تاریخ نویس معاصر، دکتر روح الله روحانی شاعر و نویسنده کشور، دانشجویان ، فرهنگیان ومقامات ایرانی شهرستان پاکدشت با عنوان “یاد از آینه عدالت” از سوی مهاجرین شهرستان پاکدشت در شهرک شریف آباد سالن ورزشی امام خمینی (ره) در روزجمعه 18/12/1391 برگزار شد.
ابتدا جناب آقای مهردادی مجری توانای کشور ضمن خیرمقدم گویی از قاری محترم جناب آقای حسنی قاری بین المیللی کشور برای قرائت قران کریم دعوت نمود. جناب آقای حسنی با تلاوت زیبای خود نورانیت به مجلس بخشید و سپس سرود ملی جمهوری اسلامی افغانستان اجرا شد و بعد از آن بیانیه خانواده رهبر شهید توسط خانم بهادری قرائت گردید و سپس گروه سرود یادی از آینه عدالت، سرودی را اجرا نمودند. در ادامه برنامه بیانیه استاد حاجی محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان توسط خانم قاسمی قرائت گردید و سپس سید محمد عالمی مستشار سفارت کبرای جمهوری اسلامی افغانستان در تهران صحبت کوتاهی پیرامون شخصیت عدالت خواهی شهید مزاری پرداخت و یادآور شد بعضی از گفته های شهید مزاری امروز چهره عملی به خود بسته و جای جای افغانستان تحقق پیدا کرده است. او در ضمن صحبت های خود بر تغییر رویکردها نسبت به احقاق حقوق اقوام تاکید کرده گفتند باید معیارها را تغییر داد و بجای تاکید بر سهم خواهی قومی بر اصل شایسته سالاری و عبور از گفتمان عدالت بر بنیاد مشارکت قومی تاکید کرد. از نظر وی تاکید بر اصل شایسته سالاری این امکان را فراهم می کند که اقوام کشور حتی بیش از آنچه مستحق آن است را در صورت شایستگی و لیاقت در معادلات قدرت بدست آورند. وی تاکید کرد که تا حدود زیادی حقوق اقوام در نظام کنونی تامین شده است و بیش از این نباید بر این مسئله تاکید کرد. بلکه بجای آن اصل شایسته سالاری را معیار قرار داد چون معیارهای اقوام در شرائط کنونی نسبت به گذشته تغییر کرده است.
در ادامه برنامه خانم زهرا زاهدی شاعر توانای کشور شعری در رثای رهبر شهید قرائت کردند که با تشویق گرم حاضران مواجه گردید خانم زاهدی از شور و احساسات و نشاطی که مردم دراین مراسم داشتند ابراز خرسندی و تقدیر کردند.
سپس آقای دکترروح الله روحانی شاعر معاصر کشور در جایگاه قرار گرفته و قبل از خوانش شعر با تاسی به اصل آزادی بیان که در قانون اساسی افغانستان تصریح شده است نکاتی را در ارتباط با سخنان آقای عالمی مطرح کردند. آقای روحانی گفتند در اینکه باید معیارها را تغییر داد و نباید عنصر قومیت در مطالبان سیاسی اجتماعی مردم برجسته گردد بلکه شایسته سالاری را باید شعار داد تردیدی نیست. اما مشکل افغانستان این است که ده سال است هزاره ها در نهادینه سازی ارزش های مدرن و از جمله شایسته سالاری پیشگام همه بوده اند. اما در عوض معیارهای قومی دیگران هیچگاهی تغییر نکرده است. به همین دلیل هیچ پروژه مهمی در هزارجات در یک دهه گذشته راه اندازی نشده است. در هزارجات نه جاده ی درست شده است، نه بند برقی، نه دانشگاهی، نه شفاخانه ی، حتی ساختمان های دولتی و اداری نیز دراین سالها ساخته نشده است که محل کار خود کارمندان دولت است. هزاره ها شایسته ترین ها را هم که برای وزارت معرفی می کنند کسی بدلیل معیارهای قومی به آنان رای نمی دهد، به وکلای هزاره رای نمی دهند، نتیجه کانکور را نمی پذیرند که چرا هزاره ها پیشتاز اند. متاسفانه هزاره ها با آنکه در تغییر معیارها پیش تاز هم بوده اند دیگران معیار های شان را تغییر نداده اند و به همین دلیل سال بسال مردم ما به حاشیه رانده شده اند. اگر ما بازهم از تغییر معیارها سخن بگوییم در حالیکه دیگران کاملا بر آن تاکید دارند شاید تاریخ تلخ تر از گذشته بر این مردم تکرار گردد. آقای روحانی سپس یکی از سروده هایش را بخوانش گرفت که با استقبال و تشویق گسترده حاضران مواجه شد.
در ادامه برنامه حضرت حجت الاسلام و المسلمین استاد محمد جواد بیانی از اساتید حوزه و دانشگاه به سخنرانی پرداخت. وی ضمن عرض تسلیت به مناسبت هجدهمین سالگرد شهادت رهبرشهید بابه مزاری افزود می خواهم یک چیز را با مبنای قرآنی مطرح کنیم تادیگر رنگ خون ، نژاد وقوم نگیرد و بهره برداری سیاسی نشود. وی گفت وقتی به واژه عصبیت ،تعصب، بد فهمی ، زیاده خواهی تحقیق کنیم به یگ جایگاه مهم می رسیم که ریشه اش از آنجا آغازشده است. با همین مبنا به تاریخ معاصرمان برمی گردیم وبا همین مبنا ما تصویر روشن از مزاری بزرگ را بعنوان شخصیت ملی نه منطقه ای وقومی تصویر خواهم کرد. آنوقت جان سخن اینست که سردمدار برتری که است وچه کسی تعصب را آغازکرده و در کجای تاریخ خیلی های که دنباله اش را گرفته اند ریشه اش را درکجا یافته اند.
ایشان اشاره به خلقت حضرت آدم(ع) نموده افزود وقت خداوند حضرت آدم را خلق نمود تمام ملائگ را به سجده فراخواند وشیطان دربرابرش ایستاد که من سجده نمی کنم و گفت خدایا تو اورا از خاک آفریدی ومرا از آتش من برترم. شیطان به پای جایگاه سجده نیامد تمرد کرده ورانده شد. تعصب از همین جا ریشه گرفت برتری جوی از همین جا آغاز شد. علی (ع) درخطبه قاصعه اش شیطان را بعنوان رهبر متعصبین قلمداد می کند این دشمن بشر آگاهی علمی دارد ولی باور علمی ندارد آن وقت این یگ تلنگراست که خیلی ها می فهمند تعصب درمکتب ومذهب جایگاهی ندارد. این تفرقه وبد بینی است واین خوب وریشه دار می فهمند مقاله ها، کتابها نوشته اند واستناد تاریخی دارد واین تنها علم است که دارند وخود ایمان ندارد بازمتعصب است وصدها آیه قرآن ومبانی حدیثی را مستند می کنند ولی خودشان باور ندارد. آنوقت درخطبه قاصعه شیطان به عنوان پیشوای متعصبین مطرح است یعنی هرکس ودر هرجامعه ای وقت رگهای تعصب را مطرح می کند رهبری اش با شیطان است این خط فکری جدای است.
وی افزود در داستان حضرت موسی (ع) هم همین است فرعون یک نماد شیطانی است و در برابرش یک پیامبر و رسول برای نجات مردم داد خواهی می کند اما تحقیر می شود. این تحقیر شخصیتی است واین خیلی حرف می خواهد یک وقت ترور شخصی است وبا سلاح کشته می شود یکی ترور شخصیتی است جامعه، مردم ، نسل وآرمان را ترور شخصیتی می کند. این خیلی دشوار است واین مرگ تدریجی واین سکوت دایمی ورنجی همیشگی است وقت موسی در برابرفرعون قرارگرفت با تمسخر نگاه کرد چون ژنده پوش وچوبان بود فرعون با تکبروغرور به حواشی خودش نگاه کرد گفت ببینید اینها با این لباس با این قیافه مستمندی وشبانی برای نابودی من کمربسته است این سنت همیشگی جباران تاریخ است ستمگران برای اینکه بخواهد چند روزی درمسند قدرت بمانند باید مردم ونسل را پی هم تحقیر کنند تا برای بردگی آماده شود تاریخش را تحریف کنند میراث فرهنگی اش را بگیرند خروش ملی ومردمی اش را متزلزل کنند چهره های سیاسی اش را مخدوش سازند نسل فرهنگی اش را از دل تاریخ بزدایند اینها مردگان تدریجی اند واینها ترور شخصیتی است.
ایشان هم اشاره به تاریخ اسلام نمود افزورد: می خواهم ذهن شمارا به تاریخ اسلام که یک تفکر اندیشی برای ما است وآموزنده است برگردانم تا دیگر تحلیل ازشهید مزاری یک جایگاه منطقه ای و قومی پیدا نکند ما هم مخالف همین هستیم. پیامبر اسلام وقتی بعثتش آغاز شد گمنام بود و یک یتیم در برابر ثروت جزیره شناخته شده نیست سردمدار جزیره العرب با تکبر گفت خدایت اشتباهی انتخاب کرده چون تو را انتخاب کرده چرا ما را انتخاب نکرده که هم سن و ثروت و فرزندان جوان داریم چرا شمای بی نام و نشان را برگزیده و ما از پیامبر انتخاب نشد! این همان دید تبعیضی و طبقاتی منفور در تمام جامعه انسانی است و این شعار جاهلان عرب در برابر پیامبر ما است. او وقتی در فتح مکه لشکریان اسلام به پیروزی کامل رسیدند، پیامبر دستور داد بلال برای اعلام فتح پیروزی بالای بام خانه خدا برآید و اذان بگوید تا بلال سیاه پوست حبشی آماده شد یک تعداد از منتفضین همین جمع مسلمان به پیامبر اسلام اعتراض کردند دوران غربت گذشت که بلال موذن بود، اون روز که غریبانه می زیستیم خوب بود اذان می گفت اما امروز روز فتح و پیروزی است برای ما ننگ است که یک سیاه پوست با سابقه بردگی بالای خانه خدا اذان بگوید باید از بین خویشاوندان خاص عرب برای اذان انتخاب شود.
پیامبر را در انحصار قراردادند و تهدید کردند. پیامبر لحظاتی سکوت کرد، این آیه نازل شد:يا أيها الناس إنا خلقناكم من ذكر وأنثى وجعلناكم شعوبا وقبائل لتعارفوا إن أكرمكم عند الله أتقاكم
آیه که نازل شد در برابر وحی الهی سکوت کرد این عصبیت قومی و نژادی است و این تحقیق شخصیتی است. ایشان افزود در داستان شهید مزاری در غرب کابل اوج سخن این است: آخر حداقل مردمی که سالیان سال سختی کشیده، توهین و تحقیر شده تاریخش را تحریف کرده و شخصیتش از او گرفته حق ندارد فریاد عدالت خواهی و وحدت ملی بزند چون متعلق به یک نسل و قوم است این است که در برابر شخصیت بزرگوار شهید مزاری به عنوان یک شخصیت ملی نمی خواهند دو دسته خیلی حرف بزنند، یک دسته خیلی تنگ نظر است در تنگنای حزبی، گروهی، قومی و منطقه ای غرق اند، درک درست از حادثه ندارند، تعصبش اجازه نمی دهد یک شخصیت مطرح شود و حتی اسمش را بسیار ساده می برد تا نکند در ذهن کسانی القاء شود که خیلی بزرگ بوده. اینها در تنگنای اندیشه خودشان هستند یا سیاست زده دلال همیشه افغانستان است یا تنگ نظر با تعصب در دامن زیست مردم این کشور است اینها نمی خواهند و هیچ وقت دیگر هم نخواهند خواست. چون با آرمانش در اصطکاک و تصادم هستند.
دسته دیگر به اسم، نام، رسم و مرام عدالت خواهی، اسلامی و مکتبی شهید مزاری همگام هستند و شعار می دهند. اما وارد خصوصیات شخصیت شهید مزاری نمی شوند.
این عده به عنوان همراهی وهمگامی دل می سوزانند با مظلومیت شهید مزاری همگام می سازند ونشان وبهره ها بردند وبه نان ونوای رسیدند اینها هم خیلی حاظر نیستند اصل خصوصیت شخصی شهید مزاری مطرح شود به دلیل اینکه اگر وارد شخصیت اصلی شهید مزاری شوند خودشان زیر سئوال قرار می گیرند.
اگر یک شخصیت بعنوان یک شخصیت ملی مطرح شود دیگر سایه قوم ، نژاد ومذهب بیرون رفته اگر کسی به اندازه ساده زیست بود که در طول دوران زندگی اش محل و مأمن برای زندگی خود وخانواده اش نداشته در اوج رهبری غرب کابل با سادگی تمام زندگی می کند . درهمین غرب کابل درکارته3 که خیلی ها ساختمان های چند طبقه ای را گرفته بود عضو حزب وحدت بودند ولی رهبری حزب دریک ساختمان ساده بدون هیچ تکلف وتشریفات که یک فرش عادی وخودشان درگوشه نشسته بوجی های ریگ برای دفاع خودش چیده شده با صلابت نشسته وهمه همینجا فرا می خواند این خصوصیت را چه کسی می خواهد داشته باشد. وقت کسی برای بعد از خودش حداقل یک افغانی سرمایه باقی نمی گذارد درحالیکه یک سرمایه مهم مادی ، حزبی ومردم در اختیارش است چه کسی این خصوصیات را دارد ایشان افزود بنای من اینست که در جمع شما بزرگواران بیاد ونام رهبر شهید آمده اید این ویژگی های این بزرگوار را که خاص واستثنایی شهید مزاری است مطرح بکنم وحالا هرکس وازهرقوم وملیت درافغانستان این خصوصیات را داشته باشد باز شهید ملی است باز شخصیت ملی است.
دیگر اینکه در اوج خفقان ، اختناق ، جنگ ،انحصارطلبی دشمن وتعصب که فضای غرب کابل را تیره وتارکرده یک ندای مظلومانه ای تمام مردم را به یک تفاهم فرا می خواند ازهر نژاد وملیتی وشعارش اینست که ما فقط برای هزاره ها حق نمی خواهیم بلکه برای تمام مظلومین ومحرومین افغانستان حق خواهی می کنم می خواهد پشتون، تاجیک،ازبک ویا هزاره وهرنسل دیگری این شخصیت سازی وشعار منطقه ای این اندیشه ای قومی است این خصوصیت تنها مال شهید مزاری است.
ایشان دربخش ازصحبت هایش توصیه به نسل جوان داشتند افزود : بروید تاریخ معاصر غرب کابل را ورق بزنید نسل تحصیل کرده امروز این رسالت را دارد سیاه نمایی هارا دور بکنند اندیشه های کج را فرو بریزد با دستان نیرومند غیرحزبی غیرنژادی وملیتی تاریخ معاصر سه سال غرب کابل را تحلیل بکنند ، خواسته ام ازنسل موجود ازهرملیتی تاریخ غرب کابل را با واقع بینی ورق بزنند نه با تأملات سیاسی تاریخ غرب کابل را برای تصویر روشنی از شخصیت شهید مزاری بنویسند نه برای شخصیت سازی واین جای خود تأمل دارد وخیلی ها که دراین مسیر دلسوزانه آمدند تلاششان برای رسیدند برای نام بوده وکل آرمان همین جا خلاصه می شود این داعیه دار اصل مسایل افغانستان است اینان شخصیت اصلی است، درفضای اختناق اگر کسی ندای همخوانی وهمسوی ازهر قبیله وقوم را سردهد بجزشخصیت شهید مزاری کسی در غرب کابل نیست.
ایشان دربخش دیگر ازصحبت هایش اشاره نمود: درآن زمان شعار وگفته ها فهمیده نمی شد چون همه برمبنای حزب وگروه می جنگیدند با تعصب سلاح دربرابر هم کشیده بودند وبرای ازمیان بردن جمع کمربسته بودند اما وقت فضا یک مقدار آرامتر شد قانون اساسی که تدوین شد اندیشه ای شهید مزاری درمتن قانون اساسی جاگرفت واینست شخصیت شهید مزاری
ایشان درقسمت دیگر ازصحبت هایش افزود : تجلیل ازشهید مزاری یک تجلیل حزبی وگروهی نیست که با زور ویا پول وتبلیغات بلکه محبوبیت وآگاهی مردم ازشخصیت رهبرشهید است که این تجلیل های باشکوه هرسال به آن اضافه می شود وتجلیل ها همگانی شد انوقت این شخصیت است که در دل مردم نشسته این شخصیت ملی است دیگر نمی خواهم هزاره باشد یا غیر هزاره وهرکس اینگونه باشد قابل قبول است.
وی افزود: وقت تعصب ریشه می دواند وقت اندیشه شیطانی یک مقدارگام فراتر درمسیر تاریخ بازمیکند تا دوران معاصر ما می رسد اینها بازهم ترور شخصیتی است اینکه برای نسل که سالها شلاق ستم را خورده بازهم حق نمی دهد نفس بکشد بازهم می خواهد از یک ملت محروم حرف بزنند می گوید ملی گرایی است و یک عده اخیرا رهبر شهید را هم متهم می کند که ملی گرا بوده اینان درقاموس سیاسی این فهم را ندارند که اصل ملی گرایی چه است ملی گرایی اینست که من نژادم را ازتمام نژاد ها برتر بدانم زبانم را بزور برمردم تحمیل بکنم فرهنگ خودم را برای دیگران تبلیغ بکنم درانحصار قومی طلبی این ملی گرایی است ولی وقت یک شهیدمزاری حقوق را برای همه می خواهد سنی وشیعه وهمه ای اقوام کجایش ملی گرای است آخرمن حق ندارم بعنوان یک ملیت کسی سالها برای خودش تاریخ ساخته وتاریخش را تحریف کرده ومیراث فرهنگی ام را به یغما برده نسل جوانم را سرکردان کرده تاریخش را می خواهد بخواند قلم به دست دیگران افتاده حقایق را نمی نویسند.
اگر کسی تاریخ را جعل بکند قابل تقدیراست ولی اگر حقایق موجود سه سال غرب کابل را برهنه صاف وراست تمثیل بکند انوقت انگشت می گذارد که خیلی انحصارطلب وتنگ نظراست ، پس عصبیت های قومی دربدنه ای همین جامعه ریشه ای عمیق دارد من حق ندارم بعنوان یک افغانستانی ازتاریخ خودم حرف بزنم اگر رهبرشهید بابه مزاری گفته می شود این تکثیره یک محبت در دل هزاران انسان است این شناخت وآرمان خواهی است و اوج یگ آگاهی است که مردم برای خودشان پیداکرده وقت شخصیت در وجود نسل تکثیر میشود این یک اندیشه است وباید بماند یک شعارنیست این تجلیل یک نماد است از یاد رهبرشهید اما اندیشه اش همیشه در دل تمام مردم آزادی خواه نه هزاره مردمان آزاد اندیش با بینش فکری، اسلامی ومکتبی انسانی گرویده است.
ایشان درپایان افزود :پس با یک ریشه مذهبی ، مکتبی اسلامی تعصب را عنوان کردیم تا شخصیت زدگی هم نماد پیدا کند وشخصیت کشی هم جایگاهی خودش را درست شناسایی بکند. پایان بخش برنامه اهدای جوایز به دانش آموزان برتر آموزشی و ورزشی بود.
اجرای این برنامه به عهده یکی از مجریان توانا و دردمند کشور اقای عصمت علی مهردادی بود که حقیقتا اجرای بسیار زیبای او حال و شور دیگری به محفل می داد.

































اجرین حاضر شد .با حضور استاد محقق جمعیت انبوهی که یک ساعت قبل ازآمدن استاد محقق منتظربود با شعار صل علی محمد رهبرما خوش آمد ، درودبرمزاری وسلام برمحقق احساسات خودرا ابراز نمودند.
جات داد وحالا بیرحمانه به شهادت می رسند وخانه های شان را ترک می کنند بعد از آن واین اواخر کدام گزارش درد آور از پاکستان به ما نرسیده است.

از جمله استاد حاجی محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان و رئیس کمیسیون عدلی و قضایی پارلمان افغانستان، حضرت آیت الله صالحی رئیس حوزه علمیه رسالت کابل، حضرت آیت الله حجت کابلی، حضرت آیت الله واعظ زاده بهسودی، استاد سید حسین عالمی بلخی نماینده پارلمان، دکتر عبدالقیوم سجادی نماینده پارلمان، حضرت حجت الاسلام والمسلمین سید رحمت الله مرتضوی، حجت الاسلام والمسلمین استاد زاهدی مشاور رئیس جمهور اسلامی افغانستان، حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای جبرئیلی رئیس حوزه علمیه هرات، حجت الاسلام والمسلمین استاد جعفری رئیس شورای علمای مزارشریف حجت الاسلام والمسلمين استاد حسن عارفي رئيس دفتر حضرت آيت الله العظمي محقق كابلي ورئيس مجتمع فرهنگي پيامبر اعظم در كابل بازدید و از دستاوردهای علمی آموزشی این موسسه طی یاد داشتی استقبال و تشکر نمودند.















