اختتامیه «همایش گوچیگری در افغانستان؛ پیشینه، چالشها و راهکارها» برگزار شد
اختتامیه «همایش گوچیگری در افغانستان؛ پیشینه، چالشها و راهکارها» باحضورعلما،طلاب،دانشجویان وفرهنگیان از سوی مؤسسه علمی فرهنگی افق نوین در تاریخ ۲۵/۱۲/۹۰ در شهر قم از ساعت ۹ صبح در مجتمع آموزش عالی فقه (سالن شهید مطهری) برگزار شد.
در آغاز، برنامه با قرائت کلام وحی توسط حجت الاسلام نظری شروع شد. سپس مجری برنامه آقای عرفانی ابتدا به اعلام برنامه پرداخت و در ضمن اظهار داشت: معضل کوچی یک معضل ملی است که نیازمند راهکارهای ملی و به دور از تعصبات قومی، مذهبی و سیاسی میباشد. مع الاسف تا کنون نه تنها با این پدیده به صورت علمی و منطقی برخورد نشده است، بلکه برخورد قومی و سیاسی، رویکرد غالب در این معضل بوده است و حاکمان وقت همواره از آن ابزار ساخته به نفع خویش سود برده و با این حربه مخالفانش را سرکوب نموده است. لذا مؤسسه علمی فرهنگی افق نوین با درک این موضوع در سال ۱۳۸۹ فراخوانی را تحت عنوان کوچیگری مطرح نمودند که مورد استقبال گرم پژوهشگران کشور قرار گرفت و همایش آن در کابل برگزار شد و امروز اختتامیه آن در اینجا برگزار گردیده است.

سپس آقای قربانعلی هادی مقاله تحت عنوان «نقش قومگرایی در تداوم کوچیگری در افغانستان» به صورت خلاصه ارائه داد: قومگرایی با نگاه ناسیونالیستیـ فاشیستی در تداوم کوچیگری در افغانستان نقش بارزی داشته است. قوم به گروه انسانی که در زبان، فرهنگ، آداب و رسوم مشترک هستند، گفته میشود. قومگرایی؛ نوعی عصبیت کور و احساس برتری نژادی بر دیگران میباشد. اما محبّت به قوم خود با حفظ احترام و رعایت حقوق دیگران نه نژادپرستی، بلکه قومگرایی مثبت است. قومگرایی منفی، از ناسیونالیسم قومی(منفی) چون فاشیزم و توتالیتاریانیسم اتخاذ شده، که با مبانی چون انحصارطلبی، توسل به زور و ترور، تکحزبی و برتری نژاد، زیرساختهای پدیدة کوچیگری و کوچیگرایی را رقم زده است. در افغانستان با ایدئولوژی فاشیستیـ توتالیتری، عصبیت کورِ برتری قومی و حمایت بازیگران (کوچیها، حکومتها، دولتهای خارجی، نهادها، افراد) کوچی عادی به کوچیگری و کوچیگرایی عبور یافته که با سرکوبی، سوء استفاده از دین، نژادپرستی، بردهگیری، غصب اموال و اراضی، آوارگی و قتلعام بیش از۶۲% مردم هزاره، بقا و تداوم حیات کوچیگری تضمین شده است. حل معضل کوچیها به حل پدیدة قومگرایی منفی وابسته است، با راهکارهای دینی(نفی نژادپرستی)، سیاسی(پذیرش اصل تنوع قومی، عدم تمرکز قدرت)، اجتماعی (ایجاد امنیت، عدالت اجتماعی، اسکان کوچیها، خلع سلاح عمومی) و ارجاع کوچیهای فقط با اسناد و هزارهها به محاکم قضایی در موضوع خرید فروش املاک، بدور از غوغا سالاری؛ میتوان ناامنیهای کوچیگری را به سمت امنیت، آرامش، صلح و آبادانی کشور سوق داد.

مقاله دوم توسط آقای حسن فیاض تحت عنوان «آسیبهای اجتماعی و فرهنگی کوچیگری» به خوانش گرفته شد و بیان داشت: رفتار کوچیها در سطح کشور برخلاف قانون و مقررات عمومی بوده وهمواره آسیبهایی را در طول تاریخ برای مردم به ویژه در مناطق هزارستان به وجود آورده است و بحرانها و چالشهایی را به صورت خواسته و ناخواسته بر همگان تحمیل میکنند. و در یک نگاه کلی ابعاد آن عبارتند از ضررهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، آموزشی و فرهنگی.

مقاله سوم توسط حسیبالله احسانی تحت عنوان «کوچی به روایت فیض محمد کاتب» ارائه شد. وی در بخش از آن چنین اظهار داشت: شاید بتوان گقت: غالب کتابهای که در زمینهی تاریخ و وقایع افغانستان نوشته است از کنار پدیده کوچی و کوچیگیری در افغانستان، به راحتی نگذشته است؛ مُنتها روایتها و زاویه دیدها یکسان نبوده است. برخی «پدیده کوچی در افغانستان» را یک «مسأله» و یا «مُعضَل اجتماعی» ندانسته و با دید «عادی» و «فرعی» بدان نگرسته است در حالی که برخی دیگر این مسأله را نه یک پدیدهی معمولی که از زاویهی سیاسی، قومی و مذهبی نگرسته است. روایت علامه فیضمحمد کاتب از این پدیده نه یک روایت دست دوم و فرعی، که یک روایت زنده، اصیل و دست نخورده از متن واقعه است. در خلال این روایت بسیاری از مسائل وُضُوح و روشنیِ یافته است که میتوان گفت این وُضُوح و روشنی را در جای دیگر نمیتوان خواند. بستر شکلگیری، تابعیت کوچیها، روابط کوچی با زمامداران گذشتهی کشور، درگیریهای آنان با ساکنان هزارستان و دیگر مسائل مربوط به کوچی را میتوان در روایت کاتب خواند و تحلیل کرد.
در پایان بخش اول همایش، ضمن پذیرای از مهمانان جلسه کلیپ تحت عنوان «کوچی کیست و کوچیگری چیست» پخش شد.

در قسمت دوم برنامه ابتدا جناب آقای محمدهادی معصومی به عنوان دبیر همایش گزارشی مختصری از برگزاری این همایش در کابل و جمع آوری مقالات و فعالیتهای مؤسسه علمی فرهنگی افق نوین در این راستا به مهمانان ارائه نمود. وی اظهار داشت که محصول فعالیت مستمر مؤسسه علمی فرهنگی افق نوین در طی بیش از یک سال در موضوع پدیدة کوچی و کوچیگری، دوجلد کتاب تحت عنوان «بومیان و کوچیان افغانستان» بوده است که در کابل به چاپ رسیده و در دست فرهنگیان، اساتید دانشگاهها، فعالان سیاسی و… قرار گرفته است. همچنین همایش کوچیگری در کابل برگزار شد که مورد استقبال گرم شرکت کنندگان قرار گرفت. وی در بخش دیگری از بیاناتش اظهار نمود که کارهای صورت گرفته در این موضوع ناتمام است از جمله جمع آوری خاطرات است که بسیار مهم است و تا هنوز انجام نشده است. امیدوارم که فرهنگییان و قلم به دستان فرهیختة کشور این کار را در آینده انجام دهند.
سپس آقای حبیب الله شریفی به عنوان دبیر علمی همایش از حجت الاسلام والمسلمین استاد برهانی جاغوری و حجت الاسلام والمسلمین محمد امین مبلغ به عنوان کارشناسان میزگرد در جایگاه دعوت به عمل آورد.

دبیر علمی همایش در مقدمة پرسش اظهار داشت افغانستان از جمله کشورهایی است که در آن مشکلات فراوانی وجود دارد ولی تمام این مشکلات محصول سه دهه جنگ اخیر نیست، بلکه ریشة تاریخی دارد. معضلات کوچیگری از جمله مشکلاتی است که به همین ریشة تاریخی بر میگردد. برای حل این معضل راهکارهای مختلفی به نظر میرسد که مناسبترین راهکار رویکرد علمی پژوهشی است که در ابتدا این معضل به صورت علمی در ابعاد تاریخی، سیاسی و فرهنگی بررسی گردد.

استاد برهانی یکی ار کارشناسان میزگرد در پاسخ به این پرسش که کوچی ها به چه انگیزه وارد هزارستان شده اند گفت: به لحاظ تاریخی جا به جای هزارهها و شیعیان در افغانستان به پیش از دوران عبدالرحمان خان بر می گردد. به عنوان نمونه قندهار فعلی نام اصلی اش رُخک بوده که جمعی از اصحاب امام صادق، امام کاظم و امام رضا(ع) در آنجا زندگی میکردند اما قوم حاکم آنان را از آنجا کوچانده و بعد از جایگزین نمودن قوم خودش در آنجا نام آن را نیز به قندهار تبدیل نمود. اما در ارتباط با پرسش مطرح شده باید گفت که کوچیها به دلائل مختلف وارد هزارستان شده است. عمدهترین دلیل آن بعد سیاسی قضیه است که متأسفانه کوچیها از اختلافات مردمی نیز برای ورود شان در هزارستان سود برده است. وی راه حل این معضل را مقابلة جدی با کوچیها دانست و نمونة تاریخی نیز برای آن بیان نمود که مقابلة مردم فیروز کوهی یکی از آن نمونههاست. وی همچنین اظهار نمود که پدیدة کوچی منحصر به بهسود نیست، بلکه مربوط به تمام افغانستان میشود.

آقای مبلغ یکی دیگر از کارشناسان میزگیرد در پاسخ به این پرسش که آیا معضل کوچی انگیزة سیاسی دارد یا انگیزههای دیگری نیز در آن دخیل است؟ و نیز راهحل بیرون رفت از این معضل چیست؟ ابراز نمود: پدیدة کوچی در افغانستان یک پدیدة طبیعی نیست چنانچه در کشورهای دیگر وجود دارد، بلکه پدیدة کوچی در افغانستان پدیدة سیاسی است والا چگونه میتوان توجیه نمود که در عصر تمدن، یک عده نمیخواهند متمدن شوند و دست از رمه و شتر بردارند. پس نتیجه میگیریم که پدیدة کوچی ماهیت سیاسی دارد و بر اساس نظریة خاصی بر مردم افغانستان تحمیل شده است. مؤید این فرضیه حمایت حکومتها از کوچیهاست که در همه دورانها کوچیها از حمایت انواع حکومتها برخوردار بوده است پس کوچی مربوط به همه افغانستان است که از سوی حکومتها به عنوان یک تابو برای سرکوب عدهای مطرح شده است. وی همچنین اظهار داشت بحران کوچی بر سه ضلع فرهنگی(جهل و بیسوادی)، سیاسی(سوءاستفادههای حاکمان) و نظری(افغانستان برای اوغان) استوار است. وی در جهت راهحل این معضل اظهار نمود: تا زمانی که نخبگان پشتونها تفکر افغانستان برای اوغان را از ذهن شان بیرون نکنند و افغانستان را برای همه مردم افغانستان ندانند این معضل قابل حل نخواهد بود. راه حل این نیست که دیگران را به بیرون از مرزهای کشور حواله دهند.
در پایان بخش دوم به ۲۶ نفر از کسانی که مقالات شان به عنوان مقالات برتر شناخته شده بود تقدیر به عمل آمد که به شش تا مقاله حایز رتبة یک تا سه جوایزی نیز به صاحبان آنها اهداء گردید. همچنین از هیئت علمی و دبیر همایش نیز تقدیر به عمل آمد. در خاتمه، مراسم، با دعای حضرت حجت الاسلام والمسلمین استاد فاضل کوه بیرونی به پایان رسید.


